برچسب:
نویسنده: شیدا توکلی
برچسب:
نویسنده: شیدا توکلی
شايد قرار نبود پايانش اين طور باشد...سخت بودنش قابل پيش بيني بود اما حالا که فرارسيده بود بيش از حد دشوار بود.آنقدر که گاهي در گوش خيالش صداي خرد شدن دنده هايش را مي شنيد...اما معلوم نبود فشار آه هاي تلنبار شده ي درون است يا چکمه ي سياه بي رحم که قفسه سينه اش را فرو مي پاشد.با اين عذاب ها غريبه نبود...فرشته ي مهربان زندگيش هم زير همين شکنجه ها به آسمان پرکشيده بود و اين شب ها موقع لالايي گفتن ،همان آخرين نگاهش را با خود به عالم رويا ها مي آورد.مثل بيشتر هم سالانش نبود ،خيلي خوشبختي هاي زندگي را
برچسب:
نویسنده: شیدا توکلی
برچسب:
نویسنده: شیدا توکلی
برچسب:
نویسنده: شیدا توکلی
برچسب: روزگار غريبي است نازنين,روزگار غريبي است,روزگار غریبی است نازنین,
نویسنده: شیدا توکلی
برچسب:
نویسنده: شیدا توکلی